عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

276

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

آنها را به طريق اولى قوّهء حركت نخواهد بود ، از اوّل منزل از راه خارج [ شديم ] و به طرف يمين جادّه به شكار رفتيم و خود من يك تير به آهو زده زخمى شد و همراهان تاخت كرده [ 314 ] آهو را گرفتند و سايرين هم به قرار تفصيل شكار آهو كردند : خودم ، رأس - محمد على جلودار ، دو رأس - آقا حسين ناظر ، دو رأس - ميرزا خان و برادرش ، سه رأس - ميرزا يوسف افشار ، رأس - جعفر قلى بيك تفنگدار ، رأس . چادر قلندرى 528 و همين‌كه هوا تاريك [ شد ] و از شكار كردن مأيوس شديم به‌طرف جادّه آمديم و دو ساعت از شب گذشته وارد شديم . اما چادرهاى پيشخانه و پسخانه هيچ‌كدام هنوز نرسيده [ بود ] و مخصوصا آدم جلو آنها فرستاده سه چهار باب چادر قلندرى را تا آخر شب رسانيدند و مابقى در راه پيش‌وپس مانده . و به اين جهت روز جمعه را در كلانزهو متوقف بوديم و از اوايل ظهر باز ابرها متراكم و عنوان آمدن باران شد و تا طلوع صبح شنبه ابدا تسكين نيافت و به قدرى نزول رحمت شد كه بيم سيل و احتمال غضب مىرفت . شكار قوش 529 و طرف عصر جمعه را كه باران قدرى سست شده بود يك ساعتى سوار شده اوقات خود را مصروف شكار قوش نموده ده دوازده درّاج و جيرفتى با قوش گرفته و آنها را سير نموده ، يكى دو تا هم با تفنگ زده قبل از غروبى مراجعت [ كردم ] و تا صبح خود من و اهالى اردو دوچار زحمت بارانهاى فوق العاده [ بوديم ] و به هيچ وجه خواب نكرديم و از يك طرف هم شكر و حمد خداى را به جاى مىآوردم . چيل نادر 530 صبح شنبه 24 - بعد از اداى فريضه در حالتى كه باز كماكان باران ريزان است ناچار اردو را در ميان گل و آب حركت دادم و همين‌كه دو ساعت از آفتاب گذشت روانه شديم . راه اين منزل پنج فرسنگ و خطش نرم و هموار و به غرب مايل [ است ] به شمال سير مىكند و اطراف جادّه شور و درمشو بسيار است . اما تمام دشت غير از نقاط مرتفع مابقى را آب فراگرفته . هرجا مسيله‌اى است آب جارى و جاهائى كه مسطّح است [ 315 ] نمونه [ اى ] از دريا . و در اواسط راه دشتى - كه طولش زياده از